شهيدان عربخانه
***
عطر گل مي آورد باد صبا
از شهيدان عربخانه به ما
رودخانه بود و رامنگان بود
با شكوه جلوه ايمان بود
قلب رامنگان نوراني شده
از شهيد حوزه روحاني شده
طالب علمي پر از شور و اميد
جان به كف رزمنده و مردي رشيد
در تمام جبهه ها چون شير بود
نفس او در حبس و در رنجير بود
با برادر كرده هجرت زين جهان
ما عقب مانديم از آن كاروان
يا كن از جلوه هاي آفتاب
از عقيقي آن شهيد انقلاب
او جلودار شهيدان بوده است
در پناهش قلبها آسوده است
از غلام كاظمي هم ياد باد
اين گل نشكفته روحش شاد باد
تا ابد جاي تو در دلها بود
روشن از روي تو محفلها بود
شير ميدان نبرد جبهه ها
آهني باشد بدون ادعا
بود او فذمانده اي پاك و دلير
در نبرد دشمنان رزمنده شير
از خلوصش جبهه ها پر نور شد
قلبها پر از اميد و شور شد
از عزيزي احمد ما هم بگو
داده او بر مرزه ارج و آبرو
او گلي پرپر شده گمنام شد
در جوار كبريا آرام شد
ياد هشتوگان را هم زنده كن
از صفايش قلب را آكنده كن
مردماني مهربان و با صفا
از تكبر دور و خوب و آشنا
از شهيدش هاشمي هم ياد كن
همچو او در راه حق فرياد كن
او گلي نورسته از گلزار بود
با خلوص و از ريا بيزار بود
از عزيزان دگر هم ياد كن
يادي از خوبان نصرآباد كن
زنده نصرآباد از جمشيد شد
او شهيد خطه خورشيد شد
لاله پرپر زما هم ياد كن
اين دل ويران ما آبادكن
گويم از نوزاد مهد علم ما
مردم آن بي ريا و با صفا
با صفا دل را تو از نوزاد كن
از شهيدانش بيا و ياد كن
طالبي پور و عوضپور عزيز
هم از آن محممودي دشمن ستيز
ياد كن تا نور دل كامل شود
رحمت حق بر همه شامل شود
طالبي پور اي تو نور راه ما
اي گل ما با صفا و ماه ما
از سواران هم نگاه افكن به غرق
مي شوي از هيبتش مدهوش و صرغ
اي سواران از شهيد خود بگو
از محمدباقري كن گفتگو
اين گل ما آبروي ما بود
تا ابد در گفتگوي ما بود
چشمه گاو اي روستاي خوب من
روستاي كوچك و محبوب من
مركز ايمان و علم و احترام
يك گلستان است آنجا والسلام
يك گل از گلزار تو پرپر شده
زين جهت خاك تو مشك تر شده
جيگ دارد مردماني با خدا
چون فرشته پاك قلب و بي ريا
از شهيد جيگ قرآن جان گرفت
جانها از جلوه اش ايمان گرفت
يك زمان دل راهي سربيشه كن
در رضاي كاظمي انديشه كن
او گلي از باغ ايمان بوده است
سر به راه دين و قرآن سوده است
اي شهيدان يك نظر بر ما كنيد
اين دل افسرده را شيدا كنيد
يك گل پرپر از ابراهيمي است
باعث تحكيم شور ديني است
واي بر ما از چه واپس مانده ايم
اسب دل در راه دنيا رانده ايم
ما عقب مانديم از آن كاروان
الامان از غفلت ما الامان
اين منم در دست غفلتها اسير
اي خداي مهربان دستم بگير
